سیاوش خسروی: پیراهن فریدون

فریدون در این شعر، در ذهن و زبان، صاحب کهکشان‌ها و منظومه‌هاست؛ در زندگی روزمره اما، انسانی فرسوده و بی‌پناه است، با لیوانی کاغذی و خوابگاهی در لوله‌ای متروک. شعر این تقابل را در تن و زندگی فریدون نشان می‌دهد: زبان برای او جهانی می‌آفریند، اما سرپناهی فراهم نمی‌کند. می‌شنویم با صدا و اجرای شاعر: