شهریار مندنی‌پور: در صفت و صنعت نثر بیژن بیجاری ‌

بیژن بیجاری نثری شخصی و خاص خود دارد. نمونه این نثر را نه روزنامه و مجله می‌توان خواند و یافت هم نمی‌شود در سمساری نویسندگانی که نثرشان فاقد زبان‌آوری است و کلیشه‌ای نثری را در همه آثار خود تکرارمی‌کنند.

ارسال شده در :

«۱۸۰ درجه» – یک میزگرد: نمود فرهنگ آمریکایی در روخوانیِ یادداشت‌های «فَست‌فود»ِ بیژن بیجاری

میزگرد سه نفره خسرو دوامی، بیژن بیجاری و حسین نوش‌آذر درباره داستان روخوانیِ یادداشت‌های «فَست‌فود» بیژن بیجاری با اشاراتی به واقع‌گرایی و شخصیت‌های گروتسک

ارسال شده در :
دسته بندی:

بیژن بیجاری: روخوانیِ یادداشت‌های «فَست‌فود»

اما هی این کلاه‌ها را جمع کرده و حالا هر روز، یکی از آنها را می‌گذارَد سرش تا دست‌کم، با کلاهی که سر خودش می‌گذارَد، یکی از آن روزها یاد آدم‌های رفته را به خودش یادآور شود.

ارسال شده در :

ویلیام سی داولینگ: محاکات از منظر زمان و روایت – به ترجمه فرخ قدسی

در روایت همیشه دلالتی عِلّی و پرمایه وجود دارد: “یک‌چیز به دلیل چیزی دیگر”. “پادشاه درگذشت و سپس شهبانو درگذشت” شرح وقایع است. اما “پادشاه درگذشت و شهبانو از غم و اندوه درگذشتِ پادشاه درگذشت” داستان است.

ارسال شده در :
دسته بندی:

محمد رضا شادگار: استاد

ناگزیرم‌ به‌ عرضِ عالی‌ برسانم‌ که‌ بنده‌ هنوز که‌ هنوز است‌، نفهمیده‌ام‌ این‌ چه‌ دور است‌ که‌ درختِ چناری‌ جانی‌ را چنگ‌ بزند و بعد هم‌ در مندلِ آتشش‌ خود بسوزد، و دیگرانی‌ کَکشان‌ هم ‌نگزد که‌ نه‌ انگار آدمی‌، در همان‌ حلقه‌ که‌ گِردش‌ بودند، زمانی‌ زنده‌ بوده است.

ارسال شده در :