قطعه «خستو» نمونه بارزی از گفتگوی موسیقایی بین شرق و غرب است، جایی که ملودیهای راک و بلوز با گوشههای مقامی موسیقی خراسان درهم میآمیزند. این اثر که به طور کامل با گیتار آکوستیک اجرا شده، به شکلی سیال بین فضای شرقی (متأثر از تنبورنوازی خراسانی) و حالوهوای غربی (ریتمها و هارمونیهای بلوز) در حرکت است. چنین تلفیقی نه تنها نشاندهنده انعطافپذیری موسیقی است، بلکه گواهی بر امکان ایجاد زبان موسیقایی جدید از ترکیب سنتهای مختلف است.
تحلیل فنی اثر
این قطعه که در قالب سوئیت طراحی شده، از ساختاری برخوردار است که یادآور آثار اوایل قرن بیستم برای طراحی رقص میباشد. تکنیکهای به کار رفته در گیتارنوازی، به ویژه در بخشهایی که از تنبورنوازی خراسانی الهام گرفته، نشاندهنده تسلط نوازنده بر هر دو سبک شرقی و غربی است. حرکت مداوم اثر بین مقامهای خراسانی و هارمونیهای بلوز، نوعی پیوند ارگانیک بین این دو جهان موسیقایی ایجاد کرده است.
جایگاه اثر در موسیقی معاصر
«خستو» به عنوان اثری تلفیقی، نه تنها نشاندهنده ظرفیتهای گیتار آکوستیک در اجرای تمها و بیان مفاهیم در موسیقی شرقی است، بلکه نمونهای موفق از خلق زبانی جهانی است که ریشه در سنتهای محلی دارد. این اثر ثابت میکند که مرزهای موسیقایی میتوانند بدون از دست دادن اصالت، در هم آمیزند و فرمهای جدیدی بیافرینند که هم برای مخاطب شرقی آشنا و هم برای شنونده غربی جذاب باشد.