
سورنا دانایی: «شرم»ِ سلمان رشدی – بازیهای روایی در رمان پسامدرن
از آن جا که درک ما از واقعیت، فردی است، پس شیوههای بازنمود واقعیت نیز متفاوت و فردی است. ما در بررسی شگردهای روایی رمان “رشدی” به همین بازیها و شگردهای متنی و روایی نظر داریم.

از آن جا که درک ما از واقعیت، فردی است، پس شیوههای بازنمود واقعیت نیز متفاوت و فردی است. ما در بررسی شگردهای روایی رمان “رشدی” به همین بازیها و شگردهای متنی و روایی نظر داریم.

بیان تأثیر، احتمالاً از بیان جزئیات ثمربخشتر است. جزئیات لزوماً جهانشمول و همگانی به نظر نمیرسند. بنابراین، فرق بگذارید میان تنبلی، که از صفتهای سادهای همچون زیبا و شکوهمند و عالی استفاده میکند و زیباییشناسیِ تأثیر.

یازده جستار کتاب را میتوان به دو بخش کلی تقسیم کرد: جستارهایی که در رابطه با مهاجرت و مفاهیم بنیادین حاصل از آن شکل میگیرد و نوشتههایی که به بنیان زندگی ایرانی و ارتباط آن گاه با مدرنیته و عناصر ناشی از آن میپردازد.

از گفتههای کالوینوست: آدم نوشتن را با رغبت شروع میکند، اما زمانی میرسد که قلم در جوهرِ غبار گرفته فقط خیس میخورد و از آن حتا یک قطره زندگی هم جاری نمیشود. زندگی تماماً بیرون است، بیرون پنجره، بیرون خود شخص.

سرمنشأ بسیاری از تأملات درونی را شاید بتوان در درونفکنی دانست: فرآیند درونی کردن نظام ارزشها و هنجارهای عرفی و مذهبی و توقعات جامعه از فرد که به آنها اعتقاد ندارد. شعر زنانه ایران در مسیر رهایی از فروغ تا امروز راه درازی را پیموده است. چند نمونه از شعر شاعران زن در بانگ:

احمد خلفانی – با تغییرِ خاطره، آن را در حقیقت از حالت اتفاقی بودنش، از بیمعناییاش، از هیچبودن و هیچشدنش، میرهانیم. معنادارش میکنیم و نمیگذاریم که بیمعنا آمده و بیمعنا برود.

نویسندگان روز ژاپن به ناگهان در صحنهی ادبیات جهانی حضور پیدا نکردهاند. آنها در تداوم سنتی ادبی در جهان مطرح شدهاند. درکی متمایز و تا حدی شاعرانه از زندگی و نقشی که انسان در جهان ایفا میکند به آن نویسندگان جایگاهی ویژه در ادبیات جهانی بخشیده است.

آنچه برای من در منشور ادبی و فکری یا «بوطیقای کوندرا» اهمیت دارد و غالباً بهعنوان ملاکهایی برای ارزیابی رمان معاصر قرار میدهم «چهار ندای رمان» اوست که من بر آن دل نهادهام، زیرا این نویسنده نه بومی و ملّی، بلکه اروپایی و جهانی میاندیشد و از نظر من منشور ادبیاش، رهنمودی فراگیر برای خوانش رمان میتواند قرار گیرد.

در این جستار میخواهیم به روندهای تکامل دو «نوع» شعر و نقاشی، در ایران بعد از اسلام بیندیشیم. میخواهیم به نقشهایی بنگریم که روند تاریخ بر پیکر این دو «نوع» هنری به جای گذاشته است. میخواهیم چراییی تفاوت روندهای تکامل این دو «نوع» هنری بیندیشیم.

رمان «برای تو» تلاش دردناکی است تا نویسنده بتواند به گذشتهای نگاه کند که موقعیت امروز او را رقم زده است. راوی در رمان «برای تو» سطر به سطر حافظهاش را بازخوانی میکند و در این بازخوانی، ترسی از مواجهه با ترسناکترین لایههای ضمیرش ندارد.

ساده- و رواننویسی و نیز خلق تصویرهای رئالیستی از ویژگیهای بارزِ رمانها و داستانهای رعنا سلیمانی است. در جدیدترین رمان او به نام خِنِش (خارشِ تن) هم میتوان به روشنی این ویژگیها را بازشناخت.

نویسندگی مری ولستونکرافت در سال ۱۷۸۷ در بیستوهشتسالگی شروع شد و ده سال بعد با مرگش در هنگام زایمان خاتمه یافت. انقلاب فرانسه رویداد عظیم روزگار او بود.

نیما بر این باور بود که ذهن انسان باید در طبیعت، و از طریق طبیعت کار کند، تا قدرت اعتراف و بازگویی شکستها و خطاهایش را داشته باشد، بیآنکه درصدد برآید ازدنیای مادّی بگریزد.

در رمان «توکای آبی» نوشته حامد اسماعیلیون روند مهاجرت یک فعال سیاسی و پیامدهای آن در زندگی او را بررسی کردهایم.

بارنز دیرند زندگی را همچون فرایندی میبیند که میتوان آنرا رنجاندوه خواند. فرایندی تاحدی شبیه به تراژدی ولی متفاوت با آن. تبلور یافته در دشواریها، دلواپسیها و شکستهای زندگی. بخش یا شاید بهتر است بگوییم بُعد مهمی از آن همان است که روح مدرنیته را بر میسازد.

«در این خانه برف میبارد» نوشته حامد اسماعیلیون یک تراژدیست با پایانی مشخص. مخاطب از پیش میداند چه بر سر شخصیتهای داستان میآید. میداند زن و دختری که در این تراژدی حضور دارند، قرار است در یک صبح تاریک در آسمان تهران، پروازی ابدی داشته باشند و راوی را با اندوهی جانکاه و خشمی جاودان تنها بگذارند.

به زبان فارسی دو ترجمه از گیلگمش در دست است: ترجمه احمد شاملو و ترجمه داود منشیزاده. در این میان فقط ترجمه شاملو آماج حملات متعدد قرار گرفته. این موضوع را بررسی میکنیم.

در زنان بدون مردان سخن بر سرِ سرگذشت پنج زن است. نقطهاشتراکِ آنها دغدغهی بکارت است؛ رنجِ پنهان و عریان از دغدغهای زنستیزانه و دردآور. آنها بر مبنای نگاههای متفاوتشان به هستی و عشق از ماجراهایی غریب میگذرند و فرجامهای گوناگون مییابند.

در نظر بکت انسان موجودی است پرتاب شده به یک جهان بیرحم و با این حال او ناتوانتر از آن است که بخواهد چیزی را تغییر دهد، که بخواهد جهان را بهتر از آن چیزی که هست بکند. آیا حق با اوست؟

موضوع محوری رمان، مادر و زمین، انسان و طبیعت است. هدف نویسنده تاکید و هشدار دادن مردم به آن نکته است که زمین با تمام صبر و تحمل ازلی احتیاج به محبت و غمخواری دارد. و نه تنها زمین، بلکه آب، ماهی، پرندگان، حیوانات همه در یک حلقهاند و انسان در محور این حلقه قرار دارد.

در مجموعهداستان روشنفکر کوچک، کلماتِ شادی و شوق و کِیف از فرکانس بالایی برخوردارند و شخصیتها مثل قهرمانانی نجاتیافته از بیعدالتی رفتار میکنند تا مجرمانی گرفتار. آنها پیش از آنکه به زندان برسند در کمیته شکنجه شدهاند ولی آن را به سخره و بازی گرفتهاند.