
بهروز شیدا: «فریادِ باران میشوید رَسمِ مرگسِرِشتان را»، ردپای فریادِ ستیز با جمهوریی اسلامی در سه خوانش از سه رمان تبعید
نویسنده برای درک «سلطه» یک نقشه راه ترسیم میکند با سه نقطه: تجاوز به بدن (برای نابودی نمادین)، تحریف تاریخ (برای کنترل حافظه) و سانسور زبان (برای محدود کردن تخیل). هدف این چرخه سهگانه محو امکانِ «تمامیت» یافتنِ فرد و جامعه است.تجاوز به بدن، تحریف تاریخ و سانسور زبان کماکان چارچوبی معتبر برای تحلیل اعتراضات دی ۱۴۰۴ است، اما با دو تحول کلیدی: نخست، بدن زن از عرصه نمادینِ انفعال به سوژه فعالِ مقاومت بدنی در خیابان تبدیل شده است؛ دوم، تخیل جمعی با زیرکی، تاریخِ تحریفشده را دور میزند و با خلق شعارها و نمادهای نو و روایتهای تصویریِ زنده در شبکههای اجتماعی، زبانی موازی میآفریند که میبایست سانسور را بیاثر کند، چرخه مقاومت نیز با تبدیل تن به سنگر، حافظه و زبان به اسلحه، پیچیدهتر و نافذتر شده است. آیا راه برونشدی از این حلقه بسته مییابیم؟

















