
احمد خلفانی: «وضعیت بینابینی؛ اصل سازماندهندهی روایت» – رمان «دستم نمیلرزد» نوشته نگار علیاکبرزاده در نشر ایرانشهر در فرانکفورت
رمان «دستم نمیلرزد» با خطاب مداوم «تو» به مادر، نهتنها واپسین ماههای زندگی او را از زبان دختر روایت میکند، بلکه «وضعیت بینابینی» را به اصل ساختاری و زیباییشناختی خود بدل میسازد. این رمان در همه سطوح — از هویت راوی (میان دو فرهنگ، دو زبان، دو نقش) تا فرم روایت (میان گفتوگو و تکگویی، حضور و غیاب) و جریان سیال ذهن — در مرزها سکنی دارد. بیماری مادر نقطهی تلاقی همهی این تنشهاست و رمان با تبدیل رابطهی مادر-دختر به مکان اصلی روایت، به زیباییشناسی Conditions بینابینی دست مییابد؛ جایی که فرم و محتوا در هم تنیدهاند و سکوت مادر، سخن گفتن دختر را ضروریتر و عمیقتر میکند.



















