فرصتی برای بازنگری در تاریخ- دادگاه حمید نوری آغاز شد

دادگاه حمید نوری، دادیار زندان گوهردشت در سال‌های دهه ۱۳۶۰، به اتهام مشارکت در اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، قتل و انجام جنایت آشکار و نقض حقوق بین‌الملل، صبح سه‌شنبه ۱۹ مرداد در دادگاه استهکلم سوئد آغاز شد. فرصتی برای بازنگری در تاریخ و دادخواهی به عنوان یکی از مهم‌ترین مضامین ادبیات تبعید در ایران.

حمید نوری بیست و یک ماه قبل، در هجدهم آبان سال۹۸، هنگام سفر به سوئد بازداشت شد و دادگاهی در این کشور با استناد به شکایت‌ها، اسناد و شهادت شماری از شاهدان که هویت و نقش نوری را در اعدام‌های گروهی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ تایید کرده بودند، بازداشت او را تمدید کرد.

در بخش نخست این دادگاه یک گروه از محققان و متخصصان به بررسی اعدام‌ زندانیان سیاسی به ویژه اعدام‌های گروهی هزاران زندانی سیاسی در تابستان سال ۶۷ می‌پردازند. در بخش‌های دیگر این دادگاه نیز قرار است که نزدیک به یکصد شاکی با حضور در دادگاه شکایت خود را بیان کنند و پس از آن نیز دادگاه شهادت ده‌ها شاهد را استماع خواهد کرد.

دادستانی استکهلم در کیفرخواست خود علیه حمید نوری دو اتهام «نقض حقوق بین‌الملل، جنایت آشکار» و «قتل» را برای این مقام وقت قوه قضاییه جمهوری اسلامی ذکر کرده است.

«شاه سیاهپوشان» نوشته هوشنگ گلشیری از اندک آثاری است که فاجعه اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ را از دریچه چشم یک تواب روایت می‌کند. «مرائی کافر است» نوشته نسیم خاکسار درباره یک تواب، و «سلطان گورستان» نوشته شهریار مندنی‌پور درباره گور گم شده فرزند اعدامی یک خانواده از آثار نمونه‌ای است که در زمینه کشتار زندانیان در سال‌های دهه ۱۳۶۰ پدید آمده است.

 «حقیقت ساده» نوشته منیره برادران، «خاطرات زندان» شهرنوش پارسی‌پور، «کلاغ و گل سرخ»، خاطرات مهدی اصلانی، «هنوز قصه بر یاد است»، نوشته حسن درویش، «شب بخیر رفیق» احمد موسوی، «نه زیستن و نه مرگ» خاطرات ایرج مصداقی، «فراموشم مکن» نوشته عفت ماهباز نمونه‌هایی از خاطرات زندانیان سیاسی در سال‌های دهه ۱۳۶۰ است.

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی